السيد الطباطبائي
230
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
دليل آن روشن است : هر دو چيز ، دو چيز هستند ، براى اين كه هم « مابه الاشتراك » دارند و هم « مابه الافتراق » دارند . اگر « مابه الافتراق » نداشتند ، دوتا نمى شدند . و تجارب علوم ( همه علوم كه با واژه « لوژى » و « شناسى » همراه هستند ) از ذرّه شناسى تا كيهان شناسى ، همگى نشان مى دهند كه هيچ دو چيزى يافت نمى شود كه دقيقاً عين همديگر باشند . اين كه فرمود : « بيان بعدى امام - ع - نيز بر اين موضوع دلالت دارد » . بهتر است يك نمونه از آن را مشاهده كنيم : امام ( ع ) مى فرمايد : « أَ لَا تَرَى أَنَّ التَّشَابُهَ فِي الطَّيْرِ وَ الْوَحْشِ لَا يَضُرُّهُمَا شَيْئاً وَ لَيْسَ كَذَلِكَ الْإِنْسَانُ فَإِنَّهُ رُبَّمَا تَشَابَهَ التَوْأَمَانِ تَشَابُهاً شَدِيداً فَتَعْظُمُ الْمَئُونَةُ عَلَى النَّاسِ فِي مُعَامَلَتِهِمَا حَتَّى يُعْطَى أَحَدُهُمَا بِالْآخَرِ وَ يُؤْخَذُ أَحَدُهُمَا بِذَنْبِ الْآخَرِ . . . » : نمى بينى كه تشابه در ميان پرندگان و وحوش ضررى به آن ها ندارد . و انسان چنين نيست ؛ زيرا انسان گاهى كه دو قلوها شديداً با هم شبيه مى شوند ، مردم در رفتارشان با آن ها دچار مشكل بزرگ مى شوند ، حتى به يكى داده مىشود به جاى ديگرى ( يا : حتى به پيش يكى رفته مىشود به جاى ديگرى . ) و يكى گرفتار مىشود به گناه ديگرى . امام ( ع ) در اين بيان ، تشابه ميان انسان ها را شديدتر از تشابه ميان حيوانات ، دانسته است ، اگر سخن اول امام ( ع ) را بر تشابه حقيقى حمل كنيم با اين بخش از سخنش متناقض مىشود . پس معلوم مىشود كه مراد از تشابه ، تشابه حقيقى نيست .